۹ آذر ۱۳۸۷



اگه یه زنی رو دیدین که جورابای راه راه پوشیده و موهاشو شونه نکرده و یه بچه همراشه که خیلی خیلی جدیه و اولش چپ چپ نگاتون می کنه و بعد می خواد لباستون رو بزنه بالا رو شکمتون طبل بزنه مامانه منم بچهه پسرک


اگه یه وقت خوندین یکی این قدر قرمه سبزی خورد تا مرد منم

اگه یه وقت شنیدین یک آقای چینی همسایه ایرانیش رو کشت بس که موقع دنده عقب رفتن زد باغچه اش رو داغون کرد و هر شب رفت در خونه شون گفت ببخشید مقتول منم

اگه یه وقت شنیدین یه زنه بود که از بس عاشق بود مرد من بودم اون مرحومه

اگه شنیدین یه زن بی حیایی است که هر جا می رسه لباسشو می زنه بالا بچه خرس گنده اش رو شیر می ده هیچ هم معذرت نمی خواد هیچ هم اجازه نمی گیره اون منم

گفتم اگه خواستین صاحاب بلاگ رو بشناسین



۲۴ آبان ۱۳۸۷



بچه جانم

صبح که ساعت شش بیدار شدی و رفتی لیوان آب منو از زیر تخت برداشتی و آبش رو خالی کردی کف زمین چرا کوبیدیش پای چشم من؟
مگه نمی دونی یک زن خاورمیانه ای که پای چشمش کبود باشه معنیش چیه؟


search